فکر کردن به مرگ برایم دوست داشتنی ترین بخش ذهنم شده
وقتی شرایط سخت زمانه تحت فشار می گذاردم فکر اینکه می توانم در لحظه بروم آرامشم می دهد و این خواسته ام می شود
وقتی روزهای خوش رضایت باطنم را باعث می شود، فکرم به این سو می رود که کاش بروم و ناخوشی های بعد از این را نبینم
وقتی قصد دست زدن به کاری پرخطر را دارم قدرت از میان برداشتن خودم جسارت انجام عملم را می دهد
نابسامانی های پیرامونم را فکر قدرت رفتنم در هر لحظه برایم گذرا و آزارش را کمتر می کند
مرگ تنها دوست من است که فقط کمکم می کند بدون اینکه کمکی از من بخواهد
وقتی شرایط سخت زمانه تحت فشار می گذاردم فکر اینکه می توانم در لحظه بروم آرامشم می دهد و این خواسته ام می شود
وقتی روزهای خوش رضایت باطنم را باعث می شود، فکرم به این سو می رود که کاش بروم و ناخوشی های بعد از این را نبینم
وقتی قصد دست زدن به کاری پرخطر را دارم قدرت از میان برداشتن خودم جسارت انجام عملم را می دهد
نابسامانی های پیرامونم را فکر قدرت رفتنم در هر لحظه برایم گذرا و آزارش را کمتر می کند
مرگ تنها دوست من است که فقط کمکم می کند بدون اینکه کمکی از من بخواهد

No comments:
Post a Comment